|
شیفتگان20 |
روزی مردی در حال نمازخواندن در راهی بود ومجنون بدون اینکه متوجه شود از بین سجاد ه اش عبور کرد مرد نماز ش را قطع کرد وفریاد زدهی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی......... مجنون به خود آمد وگفت من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی... [ چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱۸ ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ]
[ نظرات () ]
[ یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۸:٥٥ ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ]
[ نظرات () ]
[ یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۸:٢٢ ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ]
[ نظرات () ]
فرض کن حضرت مهدی (عج) به تو ظاهر گردد ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی باطنت هست پسندیده صاحب نظری؟ خانه ات لایق او هست که مهمان گردد لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری پول بی شبه و سالم زهمه داراییت داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟؟ با چنین شرط که در حافظه دستی نبری... واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران میتوان گفت تو را شیعه اثنا عشری... [ شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱٤ ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ]
[ نظرات () ]
شادی را هدیه کن
به کسانیکه ان را از تو گرفتند
عشق بورز به انها که دلت را شکستند
دعا کن برای انها که نفرینت کردند
درخت باش بر غم تبرها
بهار شو و بخند که خدا هنوز ان بالا با ماست
[ چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱۱ ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ]
[ نظرات () ]
میدونید چرا آدما وقتی بزرگ میشن دیگه مدادو میذارن کنارو با خودکار مینویسن
[ چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٠ ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ]
[ نظرات () ]
14فوریه روز والنتین
والنتاین (Valentine)، داستانی ساختگی مربوط به سدهی سوم میلادی در روم باستان است که
در سال 2002 توسط رسانههای غربی مطرح شد و به سرعت در میان همهی ملتها با فرهنگهای متفاوت ترویج شد و جالب آن که حتی در اذهان عمومی جهان غرب نیز این سؤال مطرح نشد که چرا تا کنون به (والنتاین Valentine) اشارهای نشده بود؟ این داستان تخیلی و پوسیدهی تاریخی از کجا پیدا شد؟ و چه شد که فرهنگ استثماری به ناگاه آن را شناخت و به یاد بزرگداشت آن و اختصاص روزی به نام روز عشق افتاد؟! خلاصهی اصل داستان تخیلی بدین قرار است که گفتهاند: در زمان فرمانروایی «کلودیوس دوم» در روم و در سدهی سوم میلادی، به نظامیگری توجه بسیاری میشد و فرمانروا به خاطر استثمار کامل
سربازان، از ازدواج آنها ممانعت مینمود. اما کشیشی به نام (والنتاین Valentine) به صورت مخفیانه یا آشکار مبادرت به عقد سربازان با دختران مورد نظرشان مینمود. فرمانروا پس
از اطلاع از موضوع، وی را به زندان میفرستند، اما او در همان زندان عاشق دختر زندانبان میگردد! حال کشیش زندانی، دختر زندانبان را کجا دیده بود؟ چندبار دیده بود که عاشق هم شده بود؟ و به رغم سنت کشیشان به خودداری از ازدواج، چرا هوای ازدواج به سرش زده بود؟ و ... جزء سؤالات مطرح نشده و بیپاسخ است. خلاصه این کشیش عاشق پیشه، به صورت مکرر برای معشوقهی خود کارتی ارسال مینموده (حال از کجا این کارتها را میآورده و چگونه ارسال میکرده نیز مطرح نیست) و روی آن کارتها مینوشته: «From your Valentine – از طرف والنتاین تو»! و در نهایت نیز فرمانروا این کشیش
عاشق پیشه را میکشد. این داستان بی سر و ته عشقی، به ناگاه توسط آمریکاییها از لا به لای ناکجا آباد کتب تاریخی یویانی پیدا میشود و روزی به نام روز عشق نامگذاری شده و فرهنگ منحط آن در دنیا منتشر میگردد(؟!) علت اصلی نیاز فرهنگ و سیاست امپریالیسم غربی به چنین سوژهای، خالی شدن از هر نوع محتوا و کشش انسانی، معنوی و عرفانی و خلاء ایمانی بود که ناخودآگاه و از روی فطرت
منجر به ازدیاد گرایشات مذهبی در آمریکا و اروپا به ویژه در میان جوانان میگردید که در این میان ازدیاد گرایش به اسلام به عنوان زنگ خطری بود که در سنای آمریکا و اتحادیه اروپا بدان تأکید شد. لذا سعی کردند با بنا کردن چنین روزی به نام «روز عشق» و مسیحی جلوه دادن آن، هم خلاء را پر کنند و هم تبلیغاتی برای مسیحیت به انجام رسانند. اگر چه این معانی، به ویژه در میان ملت شیعه و ایرانی، که از یک سو قدمت پیدایش تمدنشان (مانند انگلیس، آمریکا و ...) به کشف مناطق بکر جغرافیایی توسط دزدان دریایی نمیرسد و از تاریخ غنی ملی چند هزار ساله برخوردار هستند و از سوی دیگر از سرچشمهی فرهنگ غنی اسلام و تشیع که سرتاسر معنویت، عشق و محبت است برخوردار میباشند، رنگ و بوی پایداری نخواهد داشت.
اما، توجه به یک نکته بسیار ضروری است: همیشه تغییر گفتارها، تغییر رفتارها را به دنبال دارد و تغییر رفتارها نیز منجر به تغییر ساختارها میگردد و این همان هدفی است که غرب از ترویج فرهنگ خود در میان جوامع اسلامی تعقیب میکند. بدیهی است مردمی که به جای عشق ورزیدن به خدای محبوبشان در هر لحظه و اقامهی نماز و راز و نیاز عاشقانه
با معشوق در هر روز حداقل 5 وعده، فقط یک روز در سال را روز عشق بدانند و معشوق را نیز دختر یا پسری که امسال با او دوست شدهاند و شاید تا سال دیگر چند بار تغییرش دهند، بشناسند، دچار همان خلائی میشوند که مردمان غرب دچارش شدهاند! بدیهی است در فرهنگ غنی ما، چنین خلائی وجود ندارد و عمدهی مردم، به جای امیرالمؤمنین و ادبیات عاشقانهاش در دعای کمیل که با قلبی سرشار از عشق میگفت: «کجایی ای
محبوب قلوب صادقین و این غایت آرزوی عارفین» و به جای عشاقی چون فاطمهی زهراء علیهاالسلام، امام حسن و سیدالشهداء و دیگر انسانهای کامل، آن کشیش خلاف پیشه را اسوهی عشق و عاشقی قرار نمیدهند. و سالروز تخیلی و استثماری (والنتاین Valentine) را ، در کنار سالروزهای عشق و عشقبازی حقیقی، چون شبهای قدر، عرفه و ... قرار نمیدهند و عشقهای مجازی با اداهای مصنوعی را جایگزین عشقهای واقعی با محبتهای صادقانه نمیگردانند و اجازه نمیدهند عشق و عاشقی نیز همانند غرب به سکس زودگذر و غمبار برای طرفین و در نهایت ناامیدی و سنگ مسلکی و حیوان صفتی مبدل گردد و نمایش دروغین، کلک و حقه، جای ابراز عشقهای صادقانه و تعهدآور را بگیرد. خداوند متعال، آن عاشق
و معشوق حقیقی، در خصوص نوع عشق و محبت بندگان خود میفرماید: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه (البقره – 165) بعضى از مردم به
جای خدا، همتایانى [برای او] اختیار مىکنند و آنان را مانند دوست داشتن خدا،
دوست میدارند. ولى آنان که ایمان آوردهاند شدت محبتشان به خداوند است [ما بقی محبتهای آنان در راستای محبت الهی قرار دارد و اگر ببینند کشش یا جذبهای سبب دوری آنها از محبوب میگردد، به آن دل نمیبندند...
دوستام میگفتند؛عشق کشکه
منم گفتم که زندگیتون آشه گفتند :یعنی چی گفتم:آش بدون کشک چه مزه ای داره البته انسان باید به همسرش عشق بورزه در راستای عشق به معبود وهمیشه به یادش باشه وبراش هدیه بخره ...
![]() ![]() یادمان باشه این روز روزی که اصلا خداوند دوست نداره چون روز ترویج گناه است وبهتر ما این روز را ترویج نکنیم....
![]()
[ سهشنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٥ ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ]
[ نظرات () ]
گفتم خدایا از همه دلگیرم :گفت حتی از من؟؟؟ گفتم خدایا دلم را ربودند:گفت: بیش از من ... گفتم چقدر دوری گفت: تو یا من...
گفتم نگران روزیم :گفت آن با من... گفتم خیلی تنهایم:گفت تنها تر از من.... گفتم درون قلبم خالیست:گفت پرش کن از عشق من؟؟؟؟ گفتم دست نیاز دارم:گفت بگیر دست من.... گفتم آخر چگونه آرام گیرم ؟گفت با یاد من.... گفتم با این همه مشکل چه کنم:گفت توکل به من... گفتم هیچ کس کنارم نمانده :گفت جز من؟؟؟ گفتم خدایا ...
[ دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٤٢ ب.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ]
[ نظرات () ]
[ دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥٤ ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ]
[ نظرات () ]
[ دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۳٥ ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ]
[ نظرات () ]
[ یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥٠ ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ]
[ نظرات () ]
اللًّهُـ‗__‗ـمَ صَّـ‗__‗ـلِ عَـ‗__‗ـلَى مُحَمَّـ‗__‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗__‗ـَد و عَجِّـ‗__‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗__‗ـم [ شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٤٢ ب.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ]
[ نظرات () ]
هیچ وقت گریه نکن چون هیچکس لیاقتش رو نداره اون کسی هم که داره طاقتش رو ندار
در دنیا همه چیز دوست داشتنی است اما برای دنیا شتاب نکن که مقصد خاک است
یک نفر ... یک جایی ... یک وقتی ... تمومه رویاهاش لبخند تو بود پس یه جایی یه وقتی با یه لبخند یادش کن
گرامیترین و زیباترینها در جهان، نه دیده میشوند و نه حتی لمس میشوند، آنها را تنها در دل باید لمس کرد.
زنها هرگز نمیگویند ترا دوست دارم ولی وقتی از تو پرسیدند مرا دوست داری بدان که درون آنها جای گرفته ای
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها میکند پرهایش سفید میماند، ولی قلبش سیاه میشود
قاصدک حرف دلم را تو فقط می دانی ، نامه عاشقیم را تو فقط می خوانی قاصدک هیچ کس با من نیست , همه رفتند تو چرا می مانی؟
نون و پنیر و چایی ، قصه ی آشنایی ، الهی یاد نگیری ، هرگز تو بی وفایی ، روی گلهای نرگس ، با یه مداد قرمز ، هزار دفعه نوشتم زندگی بی تو هرگز
عزیزتر از آنی که بگویم دوستت دارم ، محبوب تر از آنی که بگویم می خواهمت ، نمی گویم مال من باش , فقط گاهی به یادم باش
کاش به زمانی برگردم که تنها غم زندگی ام شکستن نوک مدادم بود
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود
همه دنیا رو نامردا گرفتن / وفا رو از شما مردا گرفتن / خبر اومد که مجنون و پریشب / با سه تا لیلی گرفتن
همه دنیا رو نامردا گرفتن؟ نه لیلی جان وفا از ما گرفتن به مجنون گفت خواهم از تو اینها /: بگفتا از کجا آرم چنین را ؟ بگفتش من چه دانم، جیب بابا دریغ از جیب بابا چون نباشد گناهش گردن مجنون نباشد از آن پس رفت هی دنبال لیلی یه لیلی و دو لیلی و سه لیلی [ سهشنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٢ ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ]
[ نظرات () ]
نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت اما... می توان آغاز کرد و پایان خوبی داشت
در زندگی درس گناه و... [ سهشنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤۱ ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ]
[ نظرات () ]
از حادثه لرزد به دل کاخ نشینان ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم [ سهشنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢٢ ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |