شیفتگان یار
 
قالب وبلاگ
 
دوستان خوب، ویژگی‌هایی دارند که آنها را از دیگران متمایز می‌کند و سبب می‌شود دوستان بیشتری در کنارخود داشته باشند. بنابراین با تغییر رفتار خود به جرگه این‌گونه افراد بپیوندید:
1 با هدایای کوچک و ارزنده، دوستان‌تان را هیجان‌زده و غافلگیر کنید.
2 وفاداری و احترام در دوستی یکی از نشانه‌های هوشمندی است.
3 گاهی برای دوست‌تان روی پیام‌گیر تلفنش پیام دوستانه‌ای بگذارید.
4 به کسی اجازه ندهید درباره دوستان‌تان تعیین تکلیف کند.
5 به بچه‌هایتان اجازه ندهید که به شما بگویند با چه کسی می‌توانید دوست باشید و با چه کسی نمی‌توانید. این زندگی شماست و لازم است خودتان درباره همه چیز تصمیم بگیرید.
6 به بچه‌هایتان کمک کنید تا بتوانند با دوستان‌تان ارتباط خوبی برقرار کنند. همچنین به آنها اطمینان بدهید که دوست‌های شما آنها را خیلی دوست دارند.
7 به دنبال دوستی بگردید که پس از هر شکست، باز هم بتواند سرش را صاف نگه دارد.
8 حتی اگر در کنار دوستان خوبتان از موضوعی خیلی عصبی شده‌اید، باز هم از کوره در نروید.
9 برای اینکه نسبت به یکدیگر علاقه و محبت بیشتری احساس کنید، با هم رازهای کوچکی داشته باشید.
10 در زمان گرفتاری که همه به کمک هم احتیاج دارند، پشت دوست‌تان را خالی نکنید.
11 یکی از نشانه‌های اینکه رابطه شما به خوبی در حال پیشرفت است، این است که دوستان‌تان بدون هیچ دلیلی و تنها برای شنیدن صدایتان با شما تماس می‌گیرند.
12 سعی کنید همه کسانی که با شما دوست هستند، در یک رده سنی نباشند.
13 اگر دوست‌تان به شما اجازه می‌دهد که وسایل مورد علاقه‌اش را قرض بگیرید، بدانید که خیلی دوست‌تان دارد.
14 اگر یکی از دوستانتان تنها به خودش و نیازهایش می‌اندیشد، او را ترک کنید.
15 از دوستانتان انتظار نداشته باشید علم غیب داشته باشند و خود به خود از آنچه شما می‌خواهید، باخبر شوند.
16 اگر دوستی با شما صادق نیست و در کنارش احساس امنیت نمی‌کنید، او را کنار بگذارید.
17 وقتی یکی از دوستان‌تان به سراغ‌تان می‌آید تا اخبار خوب و مثبت زندگی‌اش را با شما تقسیم کند، با نگاهی مشتاق و لبخندی شیرین از او استقبال کنید.
18 در دیدار اول با یک دوست تازه، زیاد پرحرفی نکنید، کسی دلش نمی‌خواهد داستان کامل زندگی شما را بشنود.
19 اگر کسی که به تازگی با او دوست شده‌اید، درباره زندگی شما چیزی نمی‌پرسد و فقط درباره خودش صحبت می‌کند، دوست دیگری پیدا کنید.
20 وقتی با دوستان‌تان شوخی می‌کنید، زمان خاتمه دادن به شوخی را هم در نظر داشته باشید، اگر نمی‌خواهید در پایان به غیر از خنده، اتفاق دیگری میان شما رخ دهد.
21 اگر شخص مورد علاقه تان ادعا می‌کند که در برقراری روابط طولانی مدت موفق نیست، کسی را بیابید که موفق باشد.
22 به نقاط ضعف دوستانتان پی ببرید ولی زمانی که بین شما مشکلی پیش می‌آید، روی آنها انگشت نگذارید.
23 هرگز به خاطر اینکه شخصیت دوست‌تان را بالا ببرید، شخصیت خودتان را خرد نکنید.
24 وقتی دوستان‌تان ازدواج می‌کنند، دوستی‌تان را با آنان قطع نکنید.
25 دوست‌تان را به خاطر یک اشتباه تنبیه نکنید و آن اشتباه را به عنوان یک تجربه به او گوشزد کنید.
26 اعتماد، یکی از مهم‌ترین عوامل پیوند میان دو دوست است.
27 از دوستان‌تان بهانه‌های واهی نگیرید و هرگز به دوستان‌تان قولی ندهید که از عهده‌اش برنمی‌آیید.
28 یک دوست خوب حرف‌هایی که به‌صورت محرمانه به وی زده شده است را نزد خود نگاه داشته و رازدار شما است.
29 یک دوست خوب، وقت‌شناس است و در قرار ملاقات‌ها و یا میهمانی‌ها قابل اطمینان بوده و سر موقع حضور می‌یابد.
30 یک دوست خوب به موقعیت و موفقیت‌های شما حسادت نمی‌ورزد.
31 یک دوست خوب هنگامی‌که دچار بیماری و کسالت می‌‌شوید، با شما تماس گرفته و حالتان را جویا می‌شود و به عیادت شما می‌آید.
32 دوست خوب می‌داند که چه زمانی صحبت و چه زمانی سکوت کرده و تنها گوش دهد.
33 هنگامی‌ که حالتان مساعد نبوده و یا دل و دماغ کاری را ندارید و پکر هستید، وی از رفتار شما دلخور نمی‌شود.
34 اگر شما به فضای بیشتری نیاز داشته باشید و یا می‌خـواهـید تنها باشید، آنها این رفتار شما را طردشدگی تلقی نکرده و از شما دلگیر نمی‌شوند.
35 وقتی نظر او را درباره مساله‌ای جویا شوید، با جان و دل و صادقانه نظرها و عقاید خود را در اختیارتان قرار می‌دهـد و حتـی اگـر بـه نـصایـحش نـیز عـمل نکنید، ناراحت نمی‌شود.
36 اجازه نمی‌دهد کسی پشت سر و در غیاب شما درباره‌تان بدگویی کند و به دفاع از شما می‌پردازد.
37 وقتی به کمک احتیاج دارید، مضایقه نمی‌کند.
38 روز تولدتان را همیشه به یاد دارد.
39 دوست خوب از شما انتظار ندارد که اتوماتیک‌وار با عقاید وی در خصوص مسایلی همچون سیاست، مسایل جنسی و مذهب موافق باشید و به عقاید شما حتی اگر برخلاف عقایدش باشد، احترام می‌گذارد.
40 هیچ‌گاه شما را نزد دیگران خرد و تحقیر نـکرده بلکه همواره به شما احترام می‌گذارد و در حضور دیگران از شما تعریف می‌کند.
[ چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ] [ نظرات () ]

در طول 10 سال حکومت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) در مدینه 27 یا 28 غزوه وتا35 تا 90 سریه ذکر شده است.
 

غزوه که جمع آن غزوات است به جنگ هایى گفته مى شود که شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)، فرماندهى مستقیم آن را به عهده داشت و پا به پاى سربازان اسلام در معرکه جنگ حاضر و ناظرِ نبردها و مانورهاى نظامى بود.
سریّه که جمع آن سرایا است به جنگ هایى گفته مى شود که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) بى آن که خود در آن شرکت کند، گروهى را به فرماندهى شخصى به جبهه ها و مرزهاى کشور اسلامى ، براى نبرد یا دفاع احتمالى ، اعزام مى کرد.

گاهى برخى از این مأموریت هاى رزمى به خاطر فاصله زیاد جبهه ها از مدینه، حدود دو یا سه ماه به طول مى انجامید.
 

به تحقیق مى توان گفت على (علیه السلام)در طول زندگى مشترکش با حضرت زهرا(علیها السلام) بیشتر اوقاتش را در میدانهاى جهاد یا مأموریّت هاى تبلیغى گذراند و در غیاب او همسر وفادارش فاطمه(علیها السلام)وظیفه اداره خانه و تربیت فرزندان را به عهده داشت و این کار را به نحوى شایسته انجام مى داد تا همسر رزمنده اش با خاطرى آسوده، وظیفه مقدّس جهاد را به انجام برساند.
در این مدّت، فاطمه(علیها السلام) به یارى خانواده هاى رزمندگان و شهیدان مى شتافت و با آنها اظهار همدردى مى کرد و گاهى هم، ضمن تشویق زنان امدادگر و آشنا ساختن آنان به وظایف خطیرشان، به مداواى جراحت محارم خویش مى پرداخت.
در جنگ اُحد، فاطمه(علیها السلام) همراه زنان به اُحد (در شش کیلومترى مدینه) رفت.
در این نبرد، رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به شدّت زخمى شد و على (علیه السلام) نیز جراحاتى برداشت.
فاطمه(علیها السلام)خون را از چهره پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) مى شست و على (صلى الله علیه وآله وسلم) با سپر خود آب مى ریخت.
هنگامى که فاطمه(علیها السلام) مشاهده کرد که خون بند نمى آید، قطعه حصیرى را سوزانید و خاکستر آن را بر زخم پاشید تا خون بند آمد.
آن روز پیامبر و على ، شمشیرهاى خود را به فاطمه دادند تا آنها را بشوید.
در نبرد احد، حمزه سیّدالشهدا، عموى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به شهادت رسید.
پس از نبرد، «صفیّه» خواهر حمزه به اتّفاق فاطمه(علیها السلام) کنار پیکر مثله شده قرار گرفت و شروع به گریستن کرد، فاطمه(علیها السلام) نیز مى گریست و پیامبر هم با او گریه مى کرد و خطاب به حمزه مى فرمود: هیچ مصیبتى مثل مصیبت تو به من نرسیده است.
آن گاه خطاب به صفیّه و فاطمه فرمود: مژده باد که هم اکنون جبرئیل به من خبر داد که در آسمانهاى هفتگانه، حمزه شیر خدا و شیر رسول خداست.
پس از نبرد اُحد، فاطمه زهرا(علیها السلام) تا زنده بود، هر دو سه روز یک بار به زیارت شهداى احد مى رفت.
در نبرد خندق، فاطمه زهرا(علیها السلام) نانى را براى رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) برد، پیامبر پرسید: این چیست؟ فاطمه(علیها السلام) پاسخ داد: نان پختم، دلم آرام نگرفت تا این که برایتان آوردم.
پیامبر فرمود: این اوّلین غذایى است که پس از سه روز در دهان مى گذارم.
در نبرد موته، جعفربن ابیطالب به شهادت رسید و پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به خانه وى رفت و همسر و فرزندانش را دلدارى داد و از آنجا به خانه فاطمه(علیها السلام)رفت.
فاطمه مى گریست.
پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: بر مثل جعفر باید گریه کنندگان بگریند.
سپس رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: براى خانواده جعفر غذایى تهیّه کنید، زیرا امروز آنها خود را فراموش کرده اند.
فاطمه زهرا(علیها السلام) در فتح مکّه نیز حضور داشت.
«امّ هانى »، خواهر على (علیه السلام)گوید: در روز فتح مکّه دو نفر از خویشان مشرک شوهرم را پناه دادم و هنوز آنها در خانه ام بودند که ناگهان برادرم على (علیه السلام)، در حالى که سواره و زرهپوش بود، پیدا شد و به طرف آن دو تن شمشیر کشید.
میان او و ایشان ایستادم و گفتم: اگر بخواهى آن دو را بکشى ، باید مرا هم پیش از آنها بکشى ! على (علیه السلام) بیرون رفت، در حالى که چیزى نمانده بود آنها را بکشد.
من خود را به خیمه رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) در بطحا رساندم و آن حضرت را پیدا نکردم، ولى فاطمه را دیدم و ماجرا را برایش گفتم.
دیدم فاطمه از همسر خود قاطعتر است.
او با تعجّب گفت: تو هم باید مشرکان را پناه دهى ؟ در این هنگام رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) رسید و از حضرتش براى آن دو امان طلبیدم.
پیامبر به آنان امان داد، سپس به فاطمه فرمود که براى او آب فراهم کند تا شستشو نماید.
هنگامى که هند، همسر ابوسفیان، و دیگر زنان مشرکین براى اعلام پذیرش اسلام و بیعت به حضور پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) رسیدند، فاطمه(علیها السلام)، همسر پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و گروهى از زنان عبدالمطّلب حضور داشتند.
در ماه رمضان سال دهم هجرى ، على (علیه السلام) از سوى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) براى یک مأموریّت مهّم رزمى ، تبلیغى و به فرماندهى سیصد سواره نظام به یمن، که در قلمرو حاکمیّت پیامبر بود، اعزام شد.
مأموریّت با موفقیّت کامل انجام گرفت و عدّه زیادى نیز به اسلام گرویدند.
على (علیه السلام) طى نامه اى گزارش کار خود را از یمن براى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)فرستاد.
پیامبر در پاسخ على (علیه السلام) امر فرمود که براى انجام مراسم حجّ، به موقع خود را به مکّه رسانَد، و پیک با این پیام به سوى على (علیه السلام) باز گشت.
پیامبر در ماه ذیقعده آن سال به مردم مدینه و قبایل مجاور اعلام کرد که قصد دارد حجّ را به جاى آورد و بدین ترتیب، عدّه زیادى براى سفر حجّ مهیّا شدند.
آن حضرت در روز 25 ذیقعده سال دهم هجرى قمرى از مدینه حرکت نمود و در ذوالحلیفه احرام بست.
همه همسران پیامبر نیز در این سفر همراه شدند، آنها به هودج ها سوار بودند، فاطمه(علیها السلام) نیز با آنان بود و در این سفر عبادى ، مناسک حجّ را به دستور پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)انجام مى داد.
على (علیه السلام) پس از گذشت سه ماه از مأموریت، در ایّام حجّ به مکّه رسید و در آنجا همسرش فاطمه زهرا(علیها السلام) را دید.
پس از مراسم با شکوه حجّةالوداع، رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)، هنگام بازگشت به مدینه در غدیرخم، در یک اجتماع صدهزار نفرى ، على (علیه السلام) را به فرمان خداوند به امامت و جانشینى خود منصوب نمود.
با توجّه به حضور فاطمه زهرا(علیها السلام) در حجّةالوداع با اطمینان مى توان گفت که آن حضرت در مراسم با شکوه غدیرخم حضور داشته است.
[ چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ] [ نظرات () ]

 

زمخشرى در کشاف هنگام ذکر ماجراى زکریا و مریم ‏علیهماالسلام نقل کرده ‏است که پیامبر صلى الله علیه و آله در هنگام قحط سالى، به گرسنگى مبتلا شد. حضرت ‏فاطمه ‏علیهاالسلام دو قرص نان و پاره‏اى گوشت براى آن ‏حضرت، تحفه برد و وى ‏را بر خود مقدم داشت. امّا آن ‏حضرت طبق را به خود فاطمه بازپس داد و فرمود: آن را بگیر. آنگاه روپوش روى طبق را برگرفت. طبق پر از گوشت و نان بود. فاطمه با دیدن این صحنه شگفت‏زده شد و پى ‏برد که این ‏نان و گوشت از جانب خداوند فرستاده شده است. پیامبر به فاطمه فرمود: این نان و گوشت از کجا آمده است؟ فاطمه پاسخ داد: از سوى خدا که او هر که را خواهد بى‏حساب، روزى دهد. پیامبر فرمود: سپاس خدایى را که تو را مانند بانوى زنان بنىاسرائیل قرار داد. سپس آن‏ حضرت، على بن‏ابى‏طالب و حسن و حسین و اهل‌بیتش را جمع کرد و همگى از آن غذا خوردند و سیر شدند. امّا از غذا، هیچ کاسته نشده بود و فاطمه باقیمانده ‏غذا را به همسایگان خویش بخشید.

 

ترمذى در صحیح از صبیح غلام اُمّ سلمه و زید بن ارقم نقل کرده است ‏که گفتند: پیامبر صلى الله علیه و آله به على و فاطمه و حسن و حسین فرمود: "من با دشمن شما دشمن و با دوستان شما دوست هستم."

ابن خالویه در کتاب "آل" در حدیثى که آن را از امام رضا و او از پدرانش از امیرمؤمنان نقل کرده، آورده است که آن ‏حضرت فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: "چون روز قیامت فرا رسد، منادى از دل عرش ‏آواز دهد که اى خلایق! دیدگان خود را بربندید تا فاطمه دختر محمّد، عبور کند."

ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانى به سند خود از مسروق از عایشه نقل ‏کرده است که گفت: به هنگام بیمارى رسول خدا صلى الله علیه و آله، که به رحلت وى ‏منجر شد بر بالین آن ‏حضرت بودیم که فاطمه وارد شد. راه رفتنش بىهیچ ‏کم و کاستى به راه رفتن پیامبر مى‏ماند. چون پیامبر فاطمه را دید فرمود: "دخترم خوش آمدى" آنگاه وى را در سمت راست یا چپ خود نشانید. سپس رازى را با وى در میان نهاد. فاطمه گریست. در میان زنان پیامبر من ‏به سخن درآمدم و گفتم: رسول خدا از میان ما همه تو را براى رازگویى‏ برگزید آنگاه تو مى‏گریى؟!

همچنین در روایت دیگرى آمده است که آن منادى بانگ مى‏زند که: "اى جماعت! سر به زیر افکنید و چشم فرو بندید تا فاطمه از پل صراط بگذرد. آنگاه آن‏ حضرت در حالى که هفتاد هزار کنیز از حورالعین بهشت ‏او را همراهى مى‏کنند، از پل مى‏گذرد."

بخارى در صحیح به سند خود روایت کرده است که پیامبر اکرم ‏فرمود: "فاطمه پاره تن من است. هر که او را خشمگین سازد به تحقیق مرا خشمگین ساخته است."

 

بسیارى از دانشمندان اهل حدیث، از شیعه و سنى، این مضمون را با اسناد صحیح و روایت‌هاى صریح نقل کرده‏اند. تا آنجا که برخى بدین ‏روایت، با اعتمادى تمام استشهاد کرده‏اند. یکى از اینان ابوالفرج اصفهانى ‏است. وى روایت مى‏کند که: عبدالله بن حسن مثنى فرزند امام حسن ‏مجتبى ‏علیه السلام بر عمر بن عبدالعزیز وارد شد. عبدالله در آن هنگام جوان، و از وقار و هیبتى خاص برخوردار بود. عمر او را در صدر مجلس نشانید، مورد احترام قرار داد و نیازش را برآورده ساخت. از علت کار عمر در این ‏خصوص پرسش کردند. وى پاسخ داد: یکى از معتمدانم خبرى از رسول ‏خدا برایم نقل کرد آن چنان که گویى خود آن را از دهان آن ‏حضرت‏ شنیده‏ام. پیامبر فرمود: فاطمه پاره تن من است. آنچه او را شادمان مى‏کند مرا نیز خوشحال مى‏سازد و آنچه وى را خشمگین مى‏کند مرا نیز به خشم ‏آورد. این عبدالله هم پاره‏اى از پاره تن رسول خداست.

ابن صباغ مالکى در فصول المهمه از بخارى و مسلم و ترمذى نقل کرده ‏است که پیامبر اکرم فرمود: "از مردان، بسیارى به کمال رسیده‏اند امّا از زنان جز مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون و خدیجه ‏دختر خویلد و فاطمه دختر محمّد کس دیگرى به کمال دست نیافته است."

ابن سعد و ابن مثنى از حضرت امیر نقل کرده‏اند که گفت: رسول خدا فرمود: "اى فاطمه خداوند از خشم تو خشمگین و از خشنودى تو خشنود مى‏شود."

ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانى به سند خود از مسروق از عایشه نقل ‏کرده است که گفت: به هنگام بیمارى رسول خدا صلى الله علیه و آله، که به رحلت وى ‏منجر شد بر بالین آن ‏حضرت بودیم که فاطمه وارد شد. راه رفتنش بىهیچ ‏کم و کاستى به راه رفتن پیامبر مى‏ماند. چون پیامبر فاطمه را دید فرمود: "دخترم خوش آمدى" آنگاه وى را در سمت راست یا چپ خود نشانید. سپس رازى را با وى در میان نهاد. فاطمه گریست. در میان زنان پیامبر من ‏به سخن درآمدم و گفتم: رسول خدا از میان ما همه تو را براى رازگویى‏ برگزید آنگاه تو مى‏گریى؟!

 

سپس رسول خدا راز دیگرى با فاطمه در میان نهاد. این بار فاطمه ‏خندید. عایشه در این باره از فاطمه پرسش کرد. امّا آن ‏حضرت گفت: من‏ راز رسول خدا را برملا نمى‏کنم. چون پیامبر درگذشت عایشه دوباره ازآن رازى که پیامبر صلى الله علیه و آله با فاطمه در میان گذارده بود، از وى سؤال کرد. فاطمه پاسخ داد: امّا گریه‏ام بدین خاطر بود که رسول خدا به من فرمود: جبرئیل در هر سال یک بار قرآن را بر من عرضه مى‏داشت امّا امسال آن را دو بار عرضه کرد و علت این امر را جز نزدیک شدن مرگم نمى‏دانم. من از شنیدن این سخن گریستم آنگاه پیامبر به من فرمود: از خدا بترس و شکیبا باش که من براى تو سَلَف نیکویى هستم. سپس فرمود: اى فاطمه آیا دوست ندارى که سرور زنان جهان و بانوى این امّت باشى؟ در این هنگام‏ بود که خندیدم.

حاکم در مستدرک روایت کرده است که چون رسول خدا از جنگ یا سفرى باز مى‏گشت، نخست به مسجد مى‏رفت و دو رکعت نماز مى‏گزارد و آنگاه به خانه فاطمه مى‏رفت.

دانشمندان حدیث این روایت را با سندهاى بسیار و نیز مَتنى یکسان یا دست کم با اندکى تفاوت نقل کرده‏اند.

مؤلّف کتاب "الاستیعاب" به سند خود از ابن عبّاس نقل کرده است که ‏رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: "سرور زنان بهشت، مریم و پس از او فاطمه ‏دختر محمّد و سپس خدیجه و سپس آسیه همسر فرعون مى‏باشند."

ابن صباغ مالکى در فصول المهمه از بخارى و مسلم و ترمذى نقل کرده ‏است که پیامبر اکرم فرمود: "از مردان، بسیارى به کمال رسیده‏اند امّا از زنان جز مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون و خدیجه ‏دختر خویلد و فاطمه دختر محمّد کس دیگرى به کمال دست نیافته است."

این دو حدیث با اسناد بسیار و مستفیض در کتب روایات نقل شده ‏است. و البته احادیث دیگرى نیز نقل شده، مبنى بر آن که فاطمه از برترین ‏آن زنان سابق‏الذکر است. جز آن که مریم سرور زنان دوره خودش مى‏باشد و فاطمه سرور زنان عالم در تمام دوران‌هاست. مؤید این نظر، سخنى است ‏که از پیامبر صلى الله علیه و آله خطاب به حضرت زهرا نقل شده که به وى فرمود: آیا دوست ندارى سرور زنان این امّت باشى؟ از آنجا که بى‏تردید این امت از دیگر امت‌ها برتر است مى‏توان نتیجه گرفت که بانوى زنان این امت نیز از سروران دیگر امت‌ها، برتر و بالاتر است.

بخارى و مسلم در صحاح خود از قول پیامبر صلى الله علیه و آله نقل کرده‏اند که فرمود:"فاطمه سرور زنان بهشتى است."

حاکم در مستدرک روایت کرده است که چون رسول خدا از جنگ یا سفرى باز مى‏گشت، نخست به مسجد مى‏رفت و دو رکعت نماز مى‏گزارد و آنگاه به خانه فاطمه مى‏رفت و بعد از آن به نزد همسرانش روانه مى‏شد.

امّا هرگاه پیامبر مى‏خواست به سفر یا جنگى رود، نخست با همسرانش خداحافظى مى‏کرد و آخر از همه با فاطمه وداع مى‏گفت. حاکم نیز همین مطلب را از ابن عمران نقل مى‏کند که گفت: هرگاه‏ پیامبراکرم عازم سفرى مى‏شد آخرین کسى که با او خداحافظى مى‏کرد، فاطمه بود. این نکته در کتب حدیث با سندهاى مستفیض نقل شده است.

در کتاب استیعاب به نقل از عایشه آمده ‏است که از وى پرسیدند: محبوب‌ترین زنان در نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله چه کسى بود؟ عایشه گفت: فاطمه. پرسیدند: و از مردها؟ گفت: شوهرش على.

همچنین مؤلف استیعاب به سند خود از ابن برید از پدرش نقل کرده‏ است که گفت: محبوب‌ترین زنان در نزد رسول خدا فاطمه و محبوب‌ترین ‏مردان در نزد آن ‏حضرت، على بود.

حاکم در مستدرک از جمیع بن عمیر نقل کرده است که عایشه پس از آن که از وى درباره على پرسش شد، گفت: از من درباره مردى مى‏پرسید که به خدا مردى را محبوب‌تر از على ندیدم. بخارى و مسلم در صحاح خود از قول پیامبر صلى الله علیه و آله نقل کرده‏اند که فرمود: "فاطمه سرور زنان بهشتى است."

 

 

منبع:

کتاب هدایتگران راه نور - زندگانى صدّیقه کبرى حضرت فاطمه زهراعلیها السلام

نویسنده: حضرت آیة الله حاج سید محمدتقى مدرسى

 

[ دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ] [ نظرات () ]

 

 

[ دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ] [ نظرات () ]

نظر آیت الله مکارم درباره مستند"ظهور نزدیک است"
 

 

 

یکی از مراجع تقلید با بیان اهمیت مسجد مقدس جمکران از توزیع گسترده سی دی "ظهور نزدیک است" انتقاد کرد و گفت: توزیع گسترده این سی دی مشکوک است و دشمنان در پشت آن قرار دارند.

آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی در اولین روز از سال جدید با حضور در جمع نمازگزاران مسجد مقدس جمکران به اهمیت این مسجد اشاره و اضافه کرد: برخی وجود مسجد جمکران را به خواب دیدن منتسب و مردم را وسوسه می‌کنند و می‌گویند فرمان ساخت این مسجد در خواب بوده و خواب اعتبار ندارد.

وی با اشاره به اهمیت این مسجد و ورود دهها هزار زایر به این مسجد در سال و با بیان اینکه منشأ ساخت مسجد جمکران خواب نبوده است ادامه داد: دلیل این شبهه افکنی‌ها این است که این مسجد خاری در چشم دشمنان امام زمان(عج) است و دشمنان از این موضوع ناراحت هستند.

وی با اشاره به پیشینه این مسجد ابراز داشت: این مسجد در ابتدا جای بسیار کوچکی بود و افراد اندکی به اینجا رفت و آمد می‌کردند ولی امروز با زحماتی که صورت گرفته 9 شبستان عظیم احداث شده و 6 شبستان جدید نیز در حال ساخت است.

عبادت در مسجد جمکران عین توحید است

آیت الله مکارم به اهمیت عبادت در این مسجد پرداخت و اظهار داشت: با وجود وسوسه زیاد دشمنان روز به روز اقبال مردم به این مسجد بیشتر می‌شود و عبادت در مسجد جمکران سراسر توحید است.

این مرجع تقلید در ادامه با اشاره به توزیع گسترده سی دی "ظهور بسیار نزدیک است" آن را مشکوک دانست و ابراز داشت: اینکه سی دی مذکور به صورت میلیونی در میان مردم به صورت رایگان توزیع می‌شود این سئوال را در ذهن هر انسانی ایجاد می‌کند که هزینه این سی دی از کجا آمده است و هدف از آن چیست؟.

مکارم شیرازی با بیان اینکه در این سی دی تطبیق‌های نادرست صورت گرفته است اظهارداشت: در این سی دی بر طبق میل افراد مضامین روایات بر برخی از افراد منطبق شده است و برای ظهور وقت تعیین کرده‌اند.

تعیین وقت برای ظهور کذب است

این مرجع تقلید با بیان اینکه براساس روایات تعیین وقت برای ظهور کذب و تعیین کنندگان کاذب هستند خاطرنشان کرد: یقین داشته باشید دست خارجی در این مسئله هست اگرچه ممکن است برخی از جوان‌ها به عشق امام زمان این کار را انجام دهند و خودشان هم متوجه دست‌های پشت پرده نباشند.

آیت الله مکارم شیرازی تأکیدکرد: این کارها باعث می‌شود تا مردم امام زمان و ظهور را موهوم تصور کنند زیرا وقتی شما تطبیق انجام دهید اگر این تطبیق درست نباشد به اعتقادات مردم آسیب خواهد زد.

این مرجع تقلید اظهار داشت: باید مراقب این توطئه‌ها بود زیرا این مطالب بی‌پایه و اساس است و براساس روایات، تعیین کنندگان وقت برای ظهور کذاب هستند.

حاکمان کشورهای عربی نامشروع هستند

وی با اشاره به موج بیداری اسلامی در خاورمیانه اظهار داشت: استکبار و دشمنان به دنبال سوء استفاده از این موج بیداری و ایجاد مانع در برابر آن هستند و وظیفه ما این است که برای همه آنها دعا کنیم.

آیت الله مکارم شیرازی خطاب به حاکمان کشورهای عربی تأکیدکرد: همه می‌دانند که شما مشروعیت خود را در میان ملت‌هایتان از دست داده‌اید پس بیش از این دست و پا نزنید و مملکت خود را ویران نکیند خودتان بروید تا مورد نفرین تاریخ قرار نگیرید.

این مرجع تقلید با اشاره به فرا رسیدن نوروز بیان داشت: نوروز یک مراسم دینی و مذهبی نیست و یک مراسم ملی و عرفی در میان تمام فارسی زبانان دنیاست که البته امتیازاتی هم دارد و نباید با خرافات مخلوط شود.

 

[ یکشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ] [ نظرات () ]
اثبات تعداد ائمه(ع) و مشمولان حدیث کسا از قرآن، توسط یک دانشمند مصری

 

یک پژوهشگر و خطیب مصری شاغل در دانشگاه الازهر مصر، با استفاده از آیات قرآنی تعداد ائمه (ع) و نیز مشمولان حدیث کساء را به اثبات رساند و بر عقاید پیروان مذهب اهل بیت(ع) صحه گذاشت.


اثبات تعداد ائمه(ع) و مشمولان حدیث کسا از قرآن، توسط یک دانشمند مصری

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) – ابنا – «دکتر مجدی وهبه الشافعی» با استفاده از آیات کلام الله مجید، تعداد ائمه(ع) را به اثبات رسانده است.

بر اساس این گزارش وی ثابت کرده است که امامان برحق از امیرالمومنین علی(ع) شروع شده و به قائم آل محمد(عج) پایان می پذیرد و تعداد امامان را 12 نفر اعلام می کند.

در این مطلب که از سوی یک مجله خبری مصر منتشر شده، آمده است: «شکی نیست که هر تعداد از آیات قرآن دلیل خاصی دارد مثلا کلمه "یوم" (به معنی روز) که در قرآن 365بار تکرار شده است نشاندهنده تعداد روزها در یک سال و همچنین کلمه"شهر" (به معنی ماه) که 12 بار آمده به معنای وجود 12 ماه در طول یک سال است».

در ادامه آمده است: «کلماتی که از ماده "الامامة" گرفته شده اند نیز 12 بار در قرآن آمده اند که به معنای 12 امامی است که بر اساس روایتی که از پیامبر نقل شده است از امام علی(ع) وامام حسن(ع) و امام حسین(ع) آغاز شده و 9 فرزند امام سوم شیعیان را شامل می شود».

در ادامه این مطلب 12 آیه قرآنی که ماده "امام و امامت" در آن ذکر شده است را می آورد که عبارتند از:

1- سورة البقرة، الآیة 124: {وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِین}.

2- سورة التوبة، الآیة 12: {وَإِن نَّکَثُواْ أَیْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنتَهُونَ}.

3- سورة هود، الآیة17: {أَفَمَن کَانَ عَلَى بَیِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَیَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسَى إَمَاماً وَرَحْمَةً أُوْلَـئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَکُ فِی مِرْیَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ وَلَـکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یُؤْمِنُونَ }.

4- سورة الاسراء، الآیة70: {یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُوْلَـئِکَ یَقْرَؤُونَ کِتَابَهُمْ وَلاَ یُظْلَمُونَ فَتِیلا}.

5- سورة الانبیاء، الآیة 72: {وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِیتَاء الزَّکَاةِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِین}.

6- سورة القصص، الآیة 5: {وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الاَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِین}.

7- سورة الحجر، الآیة 79: {فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِینٍ }.

8- سورة السجدة، الآیة 24: {وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُون}.

9- سورة یس، الآیة 12: {إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَى وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ }.

10- سورة القصص، الآیة 41: {وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ لا یُنصَرُون}.

11- سورة الفرقان، الآیة 74: {وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَاماً}.

12- سورة الأحقاف، الآیة 12: {وَمِن قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسَى إِمَاماً وَرَحْمَةً وَهَذَا کِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَاناً عَرَبِیّاً لِّیُنذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِینَ}.

مشمولان حدیث کساء

.

یکی از مواردی که مورد شبهه برخی از علمای معاند سلفی است، تعداد افراد مشمول حدیث کساء است و آنان ـ بر خلاف اکثریت علمای شیعه و سنی ـ معتقدند که برخی از زنان پیامبر هم شامل این حدیث و متعاقب آن آیه تطهیر می شوند.

اما این خطیب مسجد الازهر با ذکر "حدیث کساء"که در کتاب صحاح اهل سنت وجود دارد و از "ام سلمة"به نقل از پیامبر گرامی(ص) آمده، ثابت می کند که فقط 5 تن آل عبا مشمول این حدیث و آیه تطهیر هستند. او می نویسد: ماده کساء نیز 5 بار در قرآن آمده است که در ذیل می آید:

1- سورة البقرة، الآیة 233: {وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِکَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَکُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّا آتَیْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیر}.

2- سورة البقرة، الآیة 259: {أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَى قَرْیَةٍ وَهِیَ خَاوِیَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ یُحْیِـی هَـَذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ آیَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى العِظَامِ کَیْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْماً فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیر}.

3- سورة المائدة، الآیة 89: {لاَ یُؤَاخِذُکُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمَانِکُمْ وَلَـکِن یُؤَاخِذُکُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَیْمَانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاَثَةِ أَیَّامٍ ذَلِکَ کَفَّارَةُ أَیْمَانِکُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَیْمَانَکُمْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون}.

4- سورة المؤمنون، الآیة 14: {ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَاماً فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِین}.

5- سورة النساء، الآیة 5: {وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیَاماً وَارْزُقُوهُمْ فِیهَا وَاکْسُوهُمْ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفا}.

...........................

[ دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ٩:٠٧ ‎ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ] [ نظرات () ]

 هیچ کس همرا نیست 

(تنهای اول )

دارنده بیشتر مشترک مدعی انتضار در دنیا

 

الهمم عجل لولیک الفرج

[ دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۸:٥٦ ‎ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ] [ نظرات () ]

حضرت مهدی در آیات قرآن

 

در قرآن، آیات بسیارى وجود دارد که به شهادت روایات مستند و معتبر، درباره حضرت مهدى(علیه السلام) و قیام جهانى او نازل گردیده است.

در کتاب شریف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(علیه السلام)» که توسط محدث بزرگوار، مرحوم سید هاشم بحرانى و با بهره گیرى از دهها جلد کتب تفسیر و حدیث، تألیف گردیده، مجموعاً (132) آیه از آیات کریمه قرآن ذکر شده که در ذیل هر کدام یک یا چند روایت در تبیین کیفیت ارتباط آیه با آن حضرت(علیه السلام)، نقل شده است.

در اینجا به ذکر چند روایت در این مورد، بسنده مى کنیم:

1 ـ امام صادق (علیه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدّین کلّه و لو کره المشرکون»(1) فرمود:

«به خدا سوگند! هنوز تأویل این آیه نازل نشده است و تا زمان قیام قائم (علیه السلام) نیز نازل نخواهد شد. پس زمانى که قائم (علیه السلام)به پا خیزد، هیچ کافر و مشرکى نمى ماند مگر آنکه خروج او را ناخوشایند مى شمارد.»(2)

2 ـ امام باقر (علیه السلام) در باره آیه شریفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل کان زهوقاً» (3) فرمود:

«زمانى که قائم(علیه السلام) قیام نماید، دولت باطل از بین خواهد رفت.»(4)

3 ـ امام صادق (علیه السلام) در بیان معناى آیه کریمه «و لقد کتبنا فى الزبور من بعدالذکر أن الأرض یرثها عبادى الصّالحون»(5) فرمود:

«تمام کتب آسمانى، ذکر خداست، و بندگان شایسته خدا که وارثان زمین هستند، حضرت قائم(علیه السلام) و یاران او مى باشند.» (6)

4 ـ امام باقر (علیه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذین إن مکّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزکاة...»(7) فرمود:

«این آیه درحق آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(علیه السلام)و یاران او که خداوند شرق و غرب زمین را تحت سلطه آنان قرار مى دهد و به وسیله آنان دین را پیروز گردانده و بدعتها و باطلها را مى میراند.»(8)

5 ـ امام سجاد(علیه السلام) زمانى که این آیه شریفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنَّهم فى الأرض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکّننّ لهم دینهم الّذى ارتضى لهم و لیبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً یعبدوننى و لایشرکون بى شیئاً» (9) فرمود:

«به خدا سوگند! آنان شیعیان ما اهلبیت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمین و اقتدار بخشیدن به دین را ـ به وسیله آنان و به دست مردى از ما، که مهدى این امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست که پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)در باره اش فرمود: اگر از عمر دنیا جز یک روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد کرد که مردى از خاندان من که همنام من است فرا برسد و زمین را آنچنان که از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آکنده سازد.»(10)

6 ـ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «آیه «أمّن یجیب المظطرّ اذا دعاه و یکشف السّوء و یجعلکم خلفاء الأرض»(11) درباره قائم از آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درمانده اى است که چون در مقام ابراهیم دو رکعت نماز گزارد و فرج خویش از خدا بخواهد، خداوند دعایش را اجابت کند و بدیها را برطرف سازد و او را در زمین خلیفه قرار دهد.»(12)

پی نوشت:

ـ سوره توبه، آیه 33 اوست خدایى که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرو فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند اگرچه ناخوشایند کافران باشد.

2ـ کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق ، ج 2 ،ص 670.

3 ـ سوره اسراء، آیه 81 ، بگو حق آمد و باطل از بین رفت، همانا باطل نابود شدنى است.

4 ـ الروضة ، ص 287.

5ـ سوره انبیاء ، آیه 105،به راستى بعد از ذکر، در زبور نوشتیم که بندگان صالح من وارثان زمین خواهند بود.

6ـ تفسیر على بن ابراهیم، ج 2، ص 77.

-7سوره حج، آیه 41، کسانى که اگر آنان را در زمین قدرت بخشیم نماز به پا مى دارند و زکات مى دهند.

8ـ تأویل الآیات الظاهرة ، کتاب خطى.

9 ـ سوره نور، آیه 55 ،خدا به مؤمنان و شایستگان شما وعده داده که آنان را در زمین همچون پیشینیان خلافت بخشد و دین مورد رضایت خود را براى آنان تمکین و اقتدار دهد و ترس آنان را به امنیّت تبدیل کند تا مرا بپرستند و شرک نورزند.

10 ـ تفسیر عیاشى، ج 3، ص 136.

11 ـ سوره نمل، آیه 62 ، جز خدا کیست که دعاى درمانده واقعى را اجابت کند و بلاء را رفع نماید و شما را خلفاى زمین قرار دهد؟

12 ـ تفسیر قمى ـ ج 2 ص 129.

[ دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤۱ ‎ق.ظ ] [ سيدابراهيم بچه مشهد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تو را در عین دوری دوست دارم....... تورا بااین صبوری دوست دارم......... گل نرگس گل جاوید ایام.......... تو را صد سال نوری دوست دارم......
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
 
امکانات وب